مدح و مرثیۀ امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
آنـانکه پـاس حـرمـت حـیـدر نـداشـتند ایـمـان بـهذات خـالـق اکـبـر نـداشـتـنـد گر با علی شدند مخـالف، عجـب مدار تصـدیـق ز ابـتـدا به پـیـمـبـر نـداشـتـند گوش همه ز فضل عـلی در غـدیـرخم پُر شد ولی چه سود که بـاور نداشـتـند افـشاند شه ز لعـل گـهـرها و مـفـلسـان همت به ضبط آن دُر و گـوهر نداشتند چندی به احـمـد ار گـرویـدنـد از نـفاق جز ملک و مال، مقـصد دیگر نداشتـند هرگـز نـداشـتـند به محـشـر عـقـیـدهای ور نه چگونه خوف ز محشر نداشتند! کـردند هر جـفـا که برآمـد ز دسـتـشان ز آنروز که اعـتـقاد به کیـفـر نداشـتند گشتند چیره سخت به عنقای قاف قرب زاغـان که کـرّ و فَـرِّ کـبـوتـر نداشـتـند دین ثابت از علیست؛ بلی آن فراریان قـدرت به فـتـح قـلـعـۀ خـیـبـر نداشـتـند در رزم خندق آن همه لشگر بهجز علی مـردی حـریـف عـمـرو دلاور نداشـتند بیشک مقرر است بهدوزخ حـمیمشان آنـانکه حُـبِّ سـاقـیِ کـوثــر نـداشـتـنـد من خاک پای پـاکـدلانی که جان و سر دادند و دل ز مـهـر عـلـی بـر نـداشتـند |